تعزیه خانه کرمان: تالار گفتمان

MySite.com :: نمايش موضوعات - اگرچه زخم سرش را تمام مي ديدند

اگرچه زخم سرش را تمام مي ديدند

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   MySite.com صفحه اول انجمن -> کافه شعر آیینی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

iranmenesh
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
18 آذر ماه ، 1393
تعداد ارسالها: 53
امتياز: 746
تشکر کرده: 1
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 29 فروردين ماه ، 1397 22:30:38    موضوع مطلب: اگرچه زخم سرش را تمام مي ديدند پاسخ همراه با اعلان

اگرچه زخم سرش را تمام مي ديدند
ولي ز زخم عميق دلش نپرسيدند

كسي نخواست بپرسد چرا سرش بشكافت
اگرچه مردم بي درد كوفه مي ديدند

شبي نخفت علي از غم جهالت خلق
ولي تمامي آنان ز جهل خوابيدند

بهار عمر علي شد خزان و گل نشدند
دوباره در ره او خار فتنه پاشيدند

نرفت رنگ سياهي بُرون از آن دل ها
زداغ سُرخ علي گر سياه پوشيدند

به غير اهل ولايت، هنوز هم آنان
اسير وسوسه و اهل شك و تريدند

عليست چون شب قدر خدا كه اين مردم
ز قدر و منزلتش نكته اي نفهميدند

علي حقيقت عدل است و تا ابد زنده است
ولی تمامی آنان زجهل خوابیدند

خداگواست كه در كربلا همين مردم
گُلان باغ علي را به نيزه ها چيدند

چه روزگار غريبي بُود كه بعد از او
به اشك زينب او اهل كوفه خنديدند

دلم گرفته «وفایی» بیاکه گریه کنیم
به احترام غمی که به شیعه بخشیدند
سیدهاشم وفایی

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   MySite.com صفحه اول انجمن -> کافه شعر آیینی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما