تعزیه خانه کرمان: تالار گفتمان

MySite.com :: نمايش موضوعات - شب رسيد و بام كوفه تار شد

شب رسيد و بام كوفه تار شد

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   MySite.com صفحه اول انجمن -> کافه شعر آیینی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

iranmenesh
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
18 آذر ماه ، 1393
تعداد ارسالها: 53
امتياز: 746
تشکر کرده: 1
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 29 فروردين ماه ، 1397 22:53:47    موضوع مطلب: شب رسيد و بام كوفه تار شد پاسخ همراه با اعلان

باز داغ سينه بي اندازه شد
بار ديگر كهنه زخمي تازه شد

شب رسيد و بام كوفه تار شد
باز دردي آشنا تكرار شد

گر چه شب بود و فلك درخواب بود
سينه هايي تا سحر بي تاب بود

آه فصل زخم ها آغاز گشت
نيمه شب آرام دربی باز گشت

مي چكد خون از دلي افروخته
باز شد در مثل درب سوخته

رخت مشكي را به تن پوشيد و رفت
سنگ غسلي را حسن بوسيد و رفت

گريه اي بر سينه خنجر مي زند
باز هم عباس بر سر مي زند

چشم زينب در قفا مبهوت بود
بر سر دوش دو تن تابوت بود

مي كشد آه از جگر از بي كسي
مي رود تابوتي از دلواپسي

روضه هايش مانده اما در گلو
مي رود باباي زينب پيش رو

بس كه زد خود را نوايش زخم شد
چشم ها و گونه هايش زخم شد

با دلي پر خون و زار و آتشين
ناله زد بر شانه ی ام البنين

درد تشییع جنازه دیدنیست
روی سنگی خون تازه دیدنیست
حسن لطفی

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   MySite.com صفحه اول انجمن -> کافه شعر آیینی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما