نگاهي به تعزيه و آسيب شناسي آن در ايران امروز /کیوان پهلوان




"تعزيه كه به معني دقيق كلمه "نوحه سرايي" يا "تسليت" است، بخشي از مراسم ده روزه سوگواري است كه هر ساله توسط شيعيان براي بزرگداشت شهادت امام حسين(ع) در صحراي كربلا، برگزار مي شود. در فرهنگ و ادبيات مذهبي ايران "تعزيه" و "تعزيه خواني" به معنا و مفهوم مجموعه اي از نمايش هاي آييني – مذهبي وآييني- افسانه اي خاص به كار مي رود.


مفهوم واژه "تعزيه"

"تعزيه كه به معني دقيق كلمه "نوحه سرايي" يا "تسليت" است، بخشي از مراسم ده روزه سوگواري است كه هر ساله توسط شيعيان براي بزرگداشت شهادت امام حسين(ع) در صحراي كربلا، برگزار مي شود. در فرهنگ و ادبيات مذهبي ايران "تعزيه" و "تعزيه خواني" به معنا و مفهوم مجموعه اي از نمايش هاي آييني – مذهبي وآييني- افسانه اي خاص به كار مي رود.

تاريخ تعزيه و مراسم عزاداري

عزاداري شيعيان براي شهداي كربلا و نمايش عزاداري به صورت دسته گرداني و نوحه خواني و سينه زني در دهه اول محرم ظاهرا از زمان آل بويه آغاز شد. آل بويه در اواسط سده چهارم هجري بزرگ ترين حكومت ايراني پس از اسلام را تشكيل دادند. اينان شيعه مذهب بودند و شيعه در زمان ايشان در ايران رسميت يافت. معز الدوله اولين كسي بود كه فرمان داد مردم بغداد در دهه اول محرم سياه بپوشند و به مراسم تعزيه امام حسين قيام كنند.

در قرن هاي هفتم و هشتم هجري كه تشيع در ايران قوت بيشتري گرفت و اين مراسم در روزهاي سوگواري گسترش يافت، نوحه خواني و سينه زني و دسته گرداني رواج يافت. شعر نوحه را براي سينه زني مي ساختند، يكي نوحه مي خواند و ديگران به نوا و آهنگ و وزن شعرهاي نوحه خوان سينه مي زدند.

روضه خواني نيز از زمان ملا حسيني معروف به كاشفي آغاز شد. وي در دوره سلطان حسين بايقرا، از نوادگان تيمور، مي زيست و كتابي به نام "روضه الشهدا" را در روزهاي سوگواري از رو مي خواندندو عزاداري مي كردند.         كم كم كساني كه اين كتاب را مي خواندند به مناسبت همين كتاب به "روضه خوان معروف شدند و به تدريج، روضه خوان روضه را از بر مي خواند.

مردم پشت سر پرچم ها و يا علاماتي كه با پر تزيين شده بود، وارد مي شدند يا صحن را ترك مي كردند و يا در جاهايي كه برايشان تعيين شده بود مي نشستند. اين گروهها از دويست تا سيصد فراش تشكيل شده بود و با حركاتي موزون كه به پاهايشان مي دادند با هم نوحه اي را مي خواندند.

پس از آن سينه زن ها وارد مي شدند كه پس از خواندن هر بيت نوحه توقف مي كردند و با ضربه هاي يكنواخت و گنگ بر خود و مشت بر سينه هايشان دوباره دم مي گرفتند. سپس دسته زنجير زنان وارد مي شدند كه با حركاتي موزون، با قاشك هاي چوبي ضربه اي مي نواختند و نماد هفتاد و دو تن شهداي كربلا بودند. همان تعداد هم تيغ زن(قمه زن) با رداهاي سفيد آغشته به خون وارد مي شدند. اينان قمه نيز به دست داشتند. اسب سفيدي با زخم هايي كه بر پيكرش نقاشي شده بود و انسان را ياد اسب امام حسين مي انداخت، وارد تكيه مي شد. هم چنين نيزه داران و سواره نظام سلطنتي كه زين هايشان با طلا و سنگ هاي قيمتي تزيين يافته بود و نيز كالسكه شاه و بعد دسته موزيك وارد مي شد.

پس از آنها نوبت تعزيه خوانان، خواننده- بازيگران تعزيه، بود كه با آهنگ خاصي گام بر مي داشتند. تعدادشان از يكصد تا دويست نفر متغير بود. بچه ها در جلو وپشت سر رهبر و تعزيه گردان(معين البكا) يعني "ياور گريه" كه كلاهي مخروطي به سر و خرقه اي سياه بر دوش و كمربندي از پارچه كشميري به كمر داشت و كاغذ هاي لوله شده زيادي را در آن فرو كرده كه متن نمايش در آنها نوشته شده بود، راه مي رفتند. معين البكا حق داشت نقش       متن رسان - را هرگاه تعزيه خوان خطي را مي انداخت يا از ياد مي برد – بازي كند و نيز چوب بلندي به دست داشت كه با آن مي توانست نحوه اجراي بازيگران و نيز نوازندگان را مستقيما هدايت كند و در صورت لزوم ضربه اي نيز به آنها بنوازد.

به جز چند استثنا، تعزيه خوانان حرفه اي نبودند. اجراي نقش هاي اصلي مهارت واقعي و قابليت و استعداد بر انگيختن احساسات مردم را مي طلبيد. كودكان هم از لحاظ استعداد دست كمي از بزرگسالان نداشتند.داشتن صداي گيرا و با صلابت براي بازيگران بسيار مهم بود و سن و قيفه بازيگران هم بايد با شخصيت هاي ارائه شده همخواني مي داشت، زيرا هيچ گونه چهره پردازي انجام نمي گرفت. براي مثال نقش امام حسين نه تنها نيازمند صداي دلنشين و آهنگين و آموزش موسيقايي دراز مدت بود، همچنين بايد خوش هيكل با صورتي ريش دار و جذاب مي بود. نقش زنان را مردان جوان كه پوششي بر صورت داشتند، بازي مي كردند. تعزيه در آن دوران نقش مهمي در بر انگيختن احساسات مردم و اتحاد ميان همفكران ايفا مي كرد.در دوره صفويه، مراسم سوگواري ساليانه در مقياس گسترده اي اجرا مي شد. جمعيت عزادار با در دست داشتن پرچم و چراغ و علامت هاي مخصوص عزاداري به صورتي منظم از خيابان ها مي گذشتند و مردم هم به آنان ملحق مي شدند. راويان تصاويري از زندگي امامان را كه بر روي پرده هاي كشيده شده بود، با صداي بلند براي مردم روايت مي كردند. تكان دهنده ترين صف عزاداران، صف توابين بود كه سعي داشتند براي نشان دادن شرمساري و نهايت خجالت خود، سخت ترين مشقات و خشونت ها را به خود روا دارند، كه حداقل آن سوراخ كردن پوست و قفل زدن به آن بود.

پيش از آنكه تعزيه خواني به صورت نمايش صحنه اي در آيد، صورت شبيه گرداني در دسته هاي عزا داشت. به اين ترتيب كه كساني را شبيه امامان و شهيدان در مي آوردند.شبيه ها سوار اسب و شتر، يا سواربر ارابه و چهارچرخه هر يك زبان حال شهيدي  را بيان مي كرد. اين نوع شبيه گرداني و شبيه خواني كم كم تحول يافت و به صورت نمايش كامل وقايع كربلا و مصايب در شكل تعزيه خواني نمودار شد. ظاهرا  اين شكل نمايش اواخر دوره صفوي بوده است.

به نظر مي رسيد تاريخ نمايش تعزيه به دوره پادشاهي كريمخان زند باز مي گردد. "در عهد وي سفيري از فرنگستان به ايران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحي در تعريف تئاترهاي حزن انگيز بيان كرد و كريمخان پس از شنيدن بيانات وي دستور داد كه صحنه هايي از وقايع كربلا و سرگذشت شهدا ساختند و نمايش هايي ترتيب دادند كه به تعزيه معروف گشت."

به مرور زمان تك خواني هاي دكلمه شده و به صورت آوازهايي در باره عشق به امامان خوانده مي شد و در دوره قاجار نمايش هاي تئاتري كه موضوع آن همين رويدادها بود به شيوه اي آشكار و زنده به صحنه آمد. در همين دوره هنر دراماتيكي پا به عرصه گذاشت كه در عصر قاجار به اوج خود رسيد و با شكوه و جلال بي نظيري در دوران سلطنت ناصرالدين شاه به نمايش درآمد.

صحنه اجراي تعزيه را "تكيه" مي گويند . تا زمان حكومت فتحعلي شاه ،شركت كنندگان در بازاري ،چارراهي،كاروان سرايي،گورستاني،باغ اندروني خانه اي شخصي و يا علي رغم مخالفت برخي روحانيون در صحن جلوي مسجدي جمع مي شدند و سپس تكيه هايي ساخته شدند. اين تكيه ها ساختمانهاي مدور و عظيمي بودند كه هزاران نفر را در خود جاي مي دادند.

وقتي تماشاچيان در جاهاي مخصوص خود در تكيه ها مي نشستند، يك روضه خوان (اگر سيد شال سبزي به گردن مي انداخت كه نشانه آل پيامبر است) از منبري كه در بالاي سكو گذاشته بود بالا مي رفت، وسپس با صداي گرمي مردم را به شور و حال مي آورد و در همين حين اولين صفوف عزاداران وارد صحن تكيه مي شدند.

 

موسيقي تعزيه

همان گونه كه گفته شد،لحن هاي آوازي در مراسم سوگواري و نوحه ها در مدح امام حسين و يارانش وجود داشت و ساز هيچ نقشي ايفا نمي كرد. به همين دليل فراگيري فن خوانندگي ميان خوانندگان منبري و نوحه خوان ها رونق يافت .بسياري از اين لحن ها و نغمه هاي موسيقي محلي و حالات اداي آن به وسيله اين گروه از خوانندگان در روضه خواني و تعزيه خواني محفوظ ماند و استادان بسياري در خوانندگي از ميان اين جماعت برخاستند و بزرگ ترين مربيان فن خوانندگي تا عصر حاضر نيز از ميان اين گروه شبيه خوان ها ظهور كردند. سينه زدن كه نوحه آن با وزن و آهنگ و با توجه به ويژگي هاي فني موسيقي توسط استادان مطلع ساخته مي شد وتنها از نظر مضمون با تصنيف هاي ضربي آهنگي اختلاف داشت، بهترين وسيله حفظ و اشاعه آهنگ هاي ضربي موسيقي ملي بود و بقاي آن تا حد زيادي مرهون اين مراسم مذهبي بوده است.

سازهايي كه از ابتدا در مراسم سوگواري و نوحه خواني نواخته مي شد كرب، (دو قطعه چوب تراشيده شده كه ضمن تعبيه سوراخي در آن داراي بندي چرمي بوده است؛ نوع نواختن كرب مثل سنج است)، دهل، ساز بادي "بوق" از جنس صدف دريايي و داراي يك سوراخ(پرده)، كرنا و سرنا بوده است. بعدها سنج و طبل جانشين كرب و دهل و نقاره شد و شيپور، ترومپت و سازهاي بادي  ديگر جانشين كرنا و سرنا گرديد. دف و دايره نيز در شبيه خواني زنانه مثلا در مجلس شبيه خواني شاد خواستگاري و عروسي حضرت علي(ع) و فاطمه(س) استفاده مي شده است.

در نواحي مختلف ايران سازها و آوازهاي محلي نيز در موارد تعزيه و نوحه خواني نقش مهمي ايفا مي كرده است. آوازهاي گلي به گلي (gali) در مازندران،شروه در بوشهر، زئيروك در بلوچستان، بياباني و غربتي در استان كرمان، بيت هاي خراساني و كرمانجي، اميري در مازندران، گيلان  و طالقان، سركويري، ديلماني،غربتي و... در تعزيه كاربرد فراوان داشته است.

لالايي ها، چاووشي خواني، اذان و موارد ديگر در تعزيه خوانده مي شده است. آوازهاي رديفي ايران در تعزيه ها نقشي اساسي ايفا مي كند؛ مثلا پيشخواني ها در دستگاه هاي مختلف اجرا مي شده، و در تعزيه شهادت         علي اكبر در چهارگاه، شهادت قاسم در شور و كرد بيات،مناجات آغاز تعزيه در آواز بيات زند(بيات ترك) و گاهي نوا، آوازهايي در افشاري، دشتي و سه گاه، برخي از رجز خواني ها در چهارگاه و.... خوانده مي شده است.

در تعزيه شهادت عباس، زماني كه حضرت با فرياد و خطاب به شمر از خواب بر مي خيزد و با خود گفت وگو مي كند اشعار را به رسم و شيوه معمول آهسته و در درآمد راست پنجگاه مي خواندند. زن خواني نيز در گوشه هاي شور، ابوعطا و همايون انجام مي شد.

آسيب شناسي

همان گونه كه بيان شد، در دوره قاجاريه كه تعزيه از شكل هاي ابتدايي خود بيرون آمد و به تئاتري پيچيده تبديل شد، نقش آواز و موسيقي در آن بسيار حياتي بود، به طوري كه از زمان ناصر الدين شاه تعزيه خوانان تهران، اصفهان، قزوين و طالقان به دربار دعوت شدند و موسيقي تعزيه را سامان دادند و مي توان گفت كه موسيقي دانان اين مناطق تاثيري شگرف در موسيقي تعزيه ديگر مناطق ايران گذاشتند، زيرا در همان هنگام مدارس تعزيه خواني تاسيس يافت و استادان معروف آواز را در آن مدارس تعليم مي دادند. بزرگاني چون اقبال آذر از اين مكتب بيرون         آمده اند. مي توان به جرئت گفت كه بسياري از لحنهاي موسيقايي و آوازهاي مناطق مختلف ايران در تعزيه هر منطقه با حس موسيقايي منطقه خوانده مي شود و همان طور كه گفته شد، لالايي ها، اذان ها، مناجات ها، چاووشي ها و آوازهاي محلي مناطق در تعزيه حضوري پررنگ دارد. همان گونه كه در دوره قاجار تاسيس مدارس تعزيه از اركان مهم حفظ لحن هاي موسيقي و آوازي شد، در اين برهه از زمان گرد آوري جزء به جزء الحان و         نغمه هاي تعزيه هر منطقه و تجزيه و تحليل آن مي تواند به غناي وسيقي ملي و همچنين موسيقي رديفي ايران كمك شاياني برساند. مي توان به جرئت گفت  كه زمان گرد آوري دقيق آن بسيار كوتاه است و شايد بهترين        نقل كننده هاي آن بسيار كم و بسيار داراي سنين بالا هستند و خطر از بين رفتن گنجينه موسيقي و لحن هاي ايران كه طي صدها سال در سينه اين عزيزان ضبط گرديده، بسيار جدي است.

همان گونه كه بسياري از موسيقي دانان و رديف دانان ايران معتقدند كه" موسيقي تعزيه همان گوشه هاي رديف دستگاهي ايران است كه تنها با حالت گفتاري و نقالي اجرا مي شود،" مي توان بدين صورت نيز بازگو كرد كه "موسيقي دستگاهي ايران همان موسيقي تعزيه است كه مي توان با گرد آوري و ضبط اصوات و الحان و نغمه هاي آن، به غناي موسيقي دستگاهي ايران كمك شاياني كرد." به عبارت ديگر گوشه ها و لحن ها و نغمه هاي گوناگوني در موسيقي تعزيه وجود دارد كه در يكصد سالي كه موسيقي ايران در حال گرد آوري است، گمنام مانده است . موسيقي رديفي ايران بيشتر بر اساس داشته هاي موسيقي دانان و تعزيه خوانان مركز ايران، يعني تهران ، قزوين، طالقان، اصفهان و.... تنضيم و تثبيت شده است. چه بسا راويان موسيقي اقوام مختلف ايران كه تعزيه خوان نواحي محلي بوده اند، با استفاده از تجربيات موسيقي دانان مركز ايران الحان و نغمه هايي به آن افزوده اند كه بكر و پنهان مانده است. به عنوان مثال در تعزيه لالايي خوانده مي شود. لالايي ها يكي از گنجينه هاي فرهنگ و موسيقي مردم ايران است كه قرن ها و هزاره ها مادران براي فرزندان خود خوانده اند و اكنون ديگر نسل جديد در شهرها از لالايي براي آرامش فرزندانشان استفاده نمي كنند و معدود مادران ايراني هستند كه اين الحان را به ياد دارند. تعزيه خوانان نيز لحن ها و نغمه هاي لالايي ها را از مادران خود آموخته اند و در تعزيه وارد كرده اند. گرد آوري اصوات و نغمه های موسيقايي لالايي به طور جداگانه و يا ضبط و ثبت  آن از طريق موسيقي تعزيه وظيفه ملي ايرانيان است.

از موارد ديگر اذان است كه در تعزيه نيز خوانده مي شود. گفتن اذان قدمتي 1400 ساله  يعني به قدمت دين اسلام دارد. اذان را همه مسلمانان به يك لحن نمي خوانند و الحان بومي نقش مهمي براي گفتن آن ايفا مي كند. هر كسي از شنيدن اذاني بيشتر آرامش مي يابد و به فضاي ملكوتي نزديك مي شود كه با سنت و فرهنگ خود هماهنگي داشته باشد. هنوز اذان گوياني در مناطق مختلف ايران وجود دارند كه با چنين تفكر و احساسي         مي خوانند؛ هر چند كه در چند دهه اخير با توسعه راديو و تلويزيون بسياري از الحان از بين رفته اند.

وظيفه ملي و تاريخي ايرانيان  در اين برهه از زمان ضبط و ثبت هر چه سريع تر اين لحن ها و نغمه ها و تجزيه  و تحليل آن و همچنين تربيت شاگرداني است كه موسيقي سوگواري را بر بنيان هاي فرهنگي، بومي و مذهبي ايرانيان فرا گيرند. نقش رسانه هاي ملي ايران، ضبط و پخش اين موسيقي ريشه دار به هنگام سوگواري است و اينكه از پخش موسيقي اي كه به اين انحراف دامن مي زند جلوگيري كنند.









کلمات کليدي : آسيب شناسي تعزیه;تعزیه;شبیه خوانی

© کپی رایت توسط : تعزیه خانه کرمان (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 29 فروردين ماه ، 1389 (3628 مشاهده)

[ بازگشت ]

تعزیه خانه در تلگرام

تعزیه خانه کرمان در تلگرام

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 168
نظرات : 1226

سفارش تبليغات

ورود:
رمز عبور:
 

پیام اهل خانه

ارشيو پيغام کوتاه   

 

مقالات

· آسیب شناسی تعزیه
· یادداشتی بر موسیقی تعزیه/سدعظیم موسوی
· تعزيه و شبيه خواني
· سوگ سیاوش/یدالله آقاعباسی
· هاشم فیاض...
· تعزیه، ‌نمایش‌ كامل ‌‌ایرانی/دكتر اردشیر صالح‌پور
· تعزیه و تاریخچه آن نزد خاورشناسان/ داوود حاتمی
· در آمدي بر تعزيه و تعزيه خواني/اسماعیل مجللی
· تعزيه و شبيه خوانى /جواد محدثى
· نوشتاری در باب تعزیه /دکتر عبدالحسین زرّین کوب
· تعزیه هنری نمایشی، بیانگر واقعه جانگداز کربلا
· تاريخ معماري حرم امام حسين (ع) /اسماعیل مجللی
· تعزيه/کیوان پهلوان
· نگاهي به عاشورا پژوهي در غرب/عبدالحسين حاجى ابوالحسنى و محمد نورى
· تعزیه و تئاتر/اسماعیل مجللی
· تعزيه خوان ها ، راويان موسيقي آوازي/محمدجواد بشارتی
· نگاهي به تعزيه و آسيب شناسي آن در ايران امروز /کیوان پهلوان
· تعزیه و سینما/اسماعیل مجللی
· پیدایش موسیقی در تعزیه
· اصطلاحات رایج در تعزیه
· متادرام در تعزیه/فرید میرشکار
· تعزیتی بر مجالس شبیه خوانی/هومن نجفیان
· تاثیر امام رضا بر فرهنگ و هنر ایرانی /اسماعیل مجللی
· کند و کاوی در هنر شبیه خوانی/علی اکبر خلعتبری/هوشنگ سامانی
· مقایسه بخش هایی از نسخه های تعزیه حر در اراک و یالرود نور/علی اکبر خلعتبری
· بازی در بازی
· نگاهي به مصرع خواني )پرسش و پاسخ( در هنر شبيه خواني
· مردم شناسی مراسم شبیه خوانی ( تعزیه )/مسعود گنجعلیخان حاکمی
· تعزیه کرمان
· هنر عشق /وحید کیارسی
· تعزیه؛ جلوه‌ی ناب هنر آئینی/وحید کیاسری
· جستاری بر میراث نیاکا‌ن‌مان /سیاوش قائدی
· تضاد و تقابل در لباس تعزیه
· در آمدی بر تعزیه و تعزیه خوانی

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما